جشن چله (يلدا)، شب زايش خورشيد، شب چيرگي روشني بر تيرگي، پيروزي شيد بر تاريكي و يكي ديگر از نمادهاي يكپارچگي فرهنگي سرزمين كهن ايرانشهر و ملت گسستناپذير ايران بر همهي ايرانيان فرخنده و شادباش.

بزرگي شب ، همه از سکوت است و شکوهاش از سوسوی ستارگان و درخشش ماه . شب، هنگامهی روياست، که بال میگشاید تا کرانههای ذهن، تا دور دستها، تا جايي كه جز نور نتوان راه يافتن ...
شب، شب است؛ بی هیچ سخني ...
یلدا، اما، جشن شب نیست، که شب پرستی نه آیین نياكانمان بوده است. گذشتگانمان، شب را پاس نمیداشتند به آیین یلدا ... که یلدا، چشم به راهي برآمدن آفتاب بود از پس شبی چونان دراز ...
چه خوش گفت مولانا كه:
چـو غلام آفـتـــابم، هم از آفـتـــــــاب گویـــم
نـه شــبم نه شــب پـرستم، که حدیث خواب گویم
و روزگار هميگذشت ... شب زدگان و شب پرستان بر روز و شبمان چيره شدند و یلدا - جشن زایش خورشید- ، مسخ شد به جشنی برای نکوداشت شب ...
با این همه، هر شبی آبستن سپيده دمي است، تا که خورشیدی دگر از دل چنین شب درازي بزاید ...

بنگريد يكپارچگي فرهنگي ملت ناگسستني ايران را

چلهي ايرانيان هنوز گونهگون و زيباست و با وجود كمبود فرصتها براي گرد هم بودن و پاي گفت و گوي يكديگر نشستن، چلهي ايراني هنوز در راه استواري پيوندهاي انساني و خانوادگي، در جامعه پيشرو و موثر است و حتي اگر سراسر ايران خاموش باشد باز هم خانوادههاي ايراني درازترين شب سال را با اميد رسيدن بامداد روشن در خانههاي خود جشن ميگيرند.
براي آگاهي از چگونگي برگزاري اين آيين در جاي جاي اين سرزمين كهن اهورايي دنباله نوشتار را بخوانيد.
دنبالهي نوشتار



