تبليغاتX
ايرانفرا - در نکوهش ایدئولوژی

ايرانفرا

با ما گفته بودند آن كلام مقدس را با شما خواهيم آموخت

ليكن به خاطر آن عقوبتي جانفرساي را

تحمل مي‌بايدتان كرد

عقوبت دشوار را چنان تاب آورديم، آري،

كه كلام مقدسمان باري،

از خاطر گريخت.

احمد شاملو

 

 

چندي پيش به خوانش زيبايي از سكولاريسم برخوردم؛ كه در آن، سكولاريسم تنها به معناي جدايي دين از سياست و حكومت شناسانده نشده بود، بلكه در چارچوبي فراگيرتر، به مفهوم جدايي ايدئولوژي (چه مذهبي و چه غيرمذهبي) از سياست و حكومت تعبير شده بود. تعبير هوشمندانه‌اي بود. کما اينكه نه "اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي" سكولار محسوب مي‌شد - با وجود دارا بودن ساختار حاكميت سياسي و اجتماعي ضد ديني (و نه حتا بي‌دين)-  و نه نازيست‌ها و فاشيست‌هاي بي‌توجه به مذهب، در رده‌ي سكولارها قرار مي‌گرفتند.

به واقع در هر سرزميني كه ايدئولوژي فرمان براند، خِرَدگرايي از آنجا گريزان خواهد شد كه اين خود آغازي خواهد بود براي نمايش "پايان غم‌انگيز شكست يك حاكميت ايدئولوژيك". شكستي كه در پرده‌ي آخر نمايش ‌همه‌ي آن‌ها با چنين صحنه‌اي تكراري روبرو خواهيم شد. در انتهاي دشت زمان، خورشيد هر آن بيشتر و بيشتر  رنگ مي‌بازد و غروبي غم‌انگيز سراسر دشتي فراخ را در بر گرفته است "حاكميت ايدئولوژيك" فرسوده و فرتوت، واپسينِ نفس‌هاي به شمارش افتاده خود را به سختي فرو مي‌برد و در شرايطي چشمان كم‌سويش غروب شوكت و عظمت‌اش را به تماشا نشسته است كه جسدهاي بي‌جان بي‌شماري را پشت سر خود در دشت رها ساخته است. 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 1:31  بدست فرامرز بيگدلو